تقرير بحث الشيخ فاضل اللنكراني لسيد جواد حسينى خواه

129

قاعده لا حرج (فارسى)

تنبيه دوّم : مقصود از حرج ، شخصى است يا نوعى ؟ تنبيه دوّم مقصود از حرج ، شخصى است يا نوعى ؟ نكته ديگرى كه درمورد قاعده لاحرج بايد مورد توجّه قرار گيرد - همان گونه كه در بحث‌هاى گذشته نيز بدان اشاره داشتيم - اين است كه منظور از حرجى كه به موجب ادله قاعده لاحرج نفى شده ، حرج شخصى است يا نوعى ؟ در حرج شخصى ، لازم است تكليف موجود نسبت به هر شخصى و با قطع نظر از ديگر افراد ، حرجى باشد ؛ در اين نوع از حرج ، ممكن است تكليفى براى فردى و در شرايطى حرجى باشد ، امّا براى شخصى ديگر در همان شرائط حرجى نباشد ؛ و يا امكان دارد تكليفى در زمانى خاصّ براى فردى حرجى باشد ، اما براى او در زمان ديگرى حرجى نباشد . بنابراين ، در حرج شخصى ، لازم است كه براى تحقّق حرج ، خصوصيّات زمانى ، مكانى و ديگر شرايط ممكن را براى شخص معيّن در نظر گرفت . امّا در حرج نوعى ، ملاك اين است كه تكليف موجود براى غالب و نوع مكلّفين حرجى باشد ؛ هرچند كه براى فرد معيّنى آن تكليف حرجى نباشد . در مباحث پيشين پس از اتمام بحث از آيات و روايات بيان نموديم كه برخى آيات ظهور در حرج شخصى و برخى ديگر در حرج نوعى ظهور دارد ؛ در مورد روايات نيز به همين صورت است . بنابراين ، بايد گفت : در اين بحث هر يك از اينها مىتواند موضوع باشد و فرقى بين اين دو نيست . امّا به مشهور فقها نسبت داده شده كه مقصود فقط حرج نوعى است و عدّه‌اى از